دهه فجر

2 بهمن روز بازگشت امام به ایران

دیدی که غسق داشته فجری در پی/ دیگر منشین مگو که پس کو؟ پس کی؟

آن عاشق بی قرار و بی تاب بهار/ باید که کند شکیب بر سردی دی

امام آمد و اجرای قرآن را آورد، تجدید بنای دین را، شکوه مذهب را، عظمت مسلمین را، غرور سرخ شیعه را، کتاب شهادت را، نستوهی و استواری امت اسلام را، تبلور عینی مکتب را به ارمغان آورد.

امام آمد . امام آمد و از قطره، دریا ساخت و از دل دقیقه، قرنی بیرون آورد، و زمام زمان را به دست گرفت و مهار تاریخ را در کف مستضعفان مومن قرارداد و غرور ابرقدرت ها را درهم شکست و شکوه شهادت را نمایان ساخت و ترسیمی از راه بزرگ عشق را ارائه کرد.

همه زهم می پرسند:

ناگهان نفس گرم کدامین عیسی، بر تن مرده ی صد ساله ی این خلق دمید؟ ید بیضای کدامین موسی نور از دیده ی هامان بربود؟ عقل را از سر فرعون بپراند؟ عشق و اخلاص کدام ابراهیم آب، برآتش نمرود بریخت؟ قدرت قدس کدامین جبریل مشت حق بر دهن باطل زد؟ همت و صبر کدامین ایوب در شتابان دل این خلق افتاد؟

یا که اعجاز چه روح الله ای با سر انگشت مسیحایی خویش پیکر مرده و افسرده ی این ایران را ، به خداوند قسم ؛ بار دگر احیا کرد؟ آن کدام آذر بود؟ آن کدام آتش برخاسته از سینه ی خاکستر بود که چنین غوغا کرد؟ که چنین محشر بی سابقه ای بر پا کرد؟

انقلابمان پیش زفت و می رود ولی نه به بهای کم که به قیمت هزاران شهید و جانباز و مفقود و اسیر.

چه جوان هایی که فدا شدند.

چه مخلصانی در مقام رفیع ایثار جای گرفتند.

آموزگارم می گفت : خانه هایمان سنگر. کلاسهایمان جبهه. قلمهایمان سلاح. نبردهایمان باروت. کارخانه هایمان معبد. سنگرهایمان محراب. جهادمان سازندگی. شهادتهایمان بنیاد. ملتمان بسیج گشتند.

جوانانمان پاسدار. و هر روزمان عاشورا شد.

این ها بود گوشه ای از میوه های روییده بر شاخسار زمان در 22 بهمن که با بذر افشانی باغبان بزرگ خیر و برکت و حق و آزادی یعنی امام امت فرا دست آمده است.

یاد آن روز آفتابی جاودان و ثمرات یوم الله بزرگ 22 بهمن افزون تر باد. آمین یارب العالمین