کودک ومرد

 
نایت اسکین

می گویند : سال ها پیش کودکی بر پشت بام یکی از خانه ها بازی می کرد . ناگهان بر لب بام آمد و

درمقابل چشمان وحشت زده مردم ، به پایین پرتاب شد .مردی که درحال عبور بود ، نگاهی به

آسمان کرد و فریاد زد : او را نگه دار!

و کودک میان زمین و آسمان ماند و آن مرد به آرامی کودک با بغل کرد و زمین گذاشت .

مردم دور او را گرفتند و به گمان این که او فرشته یا ملکی نجات دهنده است ، دورش حلقه زدند

و هرکدام صفت عجیبی برای آن مرد ذکر کردند .

وقتی آ ن مرد اصرار مردم را دید که می خواهند راز این کارش را بدانند گفت : من سالهاست که

سخن خدا را گوش می دهم . خداگفته است : آنچه فرمان داده ام گوش بده و آنچه را گفته ام

انجام ندهی ، انجام نده !من هم گفت : چشم !!

من چهل سال سخن او را گوش کردم ، حالا هم او یکبار سخن مرا گوش داده است . همین !


نایت اسکین

منبع : کتاب : دوستی که هیچ وقت نمی میرد!


نایت اسکین